شعری زیبا از عبد الرضا هلالی در مدح امام نقی

نقی نامی که فخر آسمانی

تلفظ کردنش هت دهان است

ز القاب امام هادی ماست

امامی که عزیز شیعیان است

امام ماه روی با وقاری

که جد حضرت صاحب زمانی

زلال چشمه های او پاکتر

از همان نهری که در جنت روان است

نقی چون مظهر پاکی است

نامش برای قرن آسوده گران است

به نام مادر آئینه سوگند

همان که صبح چشمش جاودان است

نخواهد از نفس افتاد این عشق

که از هادی به قلب عاشقان است

به کوری دو چشم آن حقیری

که از فرط حقارت بد دهان است

به در دیوار این دنیا نوشتیم

نقی زیباترین نام جهان است

خداوند را شاکرم که بار دیگه داره قسمتم میکنه برم پابوس امام رضا(ع)

دارم میرم اردو بهشت

فردا شب عازمم ولی

ولی از الان دل تو دلم نیست

با اینکه زیر نظر لطف آقا سالی ۴یا ۵ بار میرم مشهد

ولی

ولی هر بار تازگی خواصی داره برام

دو سه روز پیش شبکه سه بعد زلال احکام صلوات خاصه امام رضا (ع) رو که پخش کرد حس کردم اقام داره صدام میکنه

امام رضا خیلی دوست دارم با همه گنه کاریم بازم منو دعوت میکنی

الان داشتم هاردمو مرتب میکردم اتفاقی رسیدم به کلیپ (آمده ام شاه پناهم بده)

همون جا استاتوسم رو به شعری زیر عوض کردم

دارم میام شاه پنهام بدی

خط امانی ز گناهم بدی

ای حرمت ملجا درماندگان

دور مران از در و راهم بده

لایق وصل تو که من نیستم

اذن به یک لحظه نگاهم بده

رضا جانم

نائب الزیاره همه دوستان هستم

فاطمیه

دهه فاطمیه

ایام شهادت حضرت زهرا

تو این روزایی که ما بچه هیئتی ها بهش میگیم فاطمیه و به احترام بی بی مشکی میپوشیم عزاداری میکنیم

نمیدونم بعضی ها با چه فکری برای خودشون عروسی میگیرین

نمیدونم

نمیدونم

درد و غصه هامون یکی دوتا نیس که

حالا این هیچی اصلا

خیابونا

این روز ها تو خیابونا رفتین

واقعا دیگه شهر بوی تعفن میده

حجاب دیگه معنایی نداری

مردم براشون عادی شده

با یه پیرهن و جوراب شلواری و یه تیکه پارچه اندازه کف دست به اسم روسری

خسته شدیم از این زمونه

زمونه ای که وقتی میخوای یه کار فرهنگی  جدید بکنی عنگ کفر بهت میزنن

وقتی میخوای مقابل هزاران هزار حمله  جنگ نرم  بایستی و دفاع کنی بهت تهمت میزنن و از جمعشون بیرونت میکنن

ادمهایی که کار فرهنگی بروز  براشون غربیه است و فقط به طرح های قدیمی شکست خورده معتقدند

امام زمان برس به دادمون

اقا جان

شرمنده ام

من شرمنده ام

که حتی نتونستم کوچکترین کاری برای این مشکل جامعه ام بکنم

این روز ها ما میریم هیئت به سینه و سر میزنیم برای عزای مادرمون

برای اسوه حجاب

ولی توی خیابونا چی میبینیم

هر روز بد تر از دیروز

هر روز بی حجاب تر از دیروز

اقا جان خودت به داد ما برس و دست مارو بگیر

نزار الوده بشیم

ای مادر به پهلوی شکستت قسمت میدهم همه این گمراهان رو به راه راست هدایت کنی

خداا ما را به راه راست هدایت کن

الهم عجل لولیک الفرج

جانم فدای امام هادی و دیگر هیچ

ماه دوازدم هم داره میره ، ولی ماه دوازدهم نیومد

الهم عجل لولیک الفرج

دلم پره خیلی حرفا دارم که میخوام بگم ولی خلاصه میکنم

ما روز ۲۲ بهمن  رفتیم راهپیمایی ، نیست من بچه سر بزیری هستم رو زمین چشمم افتاد به پرچم که روش ارم الله داره و زیر پا ها لگد مال میشد اونو برداشتم گذاشتم کنار همون حین یه کارت ویزیت نظرم رو جلب کرد کارت رو برداشتم گفتم از این کارت های معمولی هست دیگه بعد دوزاریم افتاد که نخیر تبلیغات انتخاباته گفتم به به عزیز دلمون که قانون شکنی کرده گفتم حالا ایندفعه رو بیخیالش ولی کارت رو که بر گردوندم یه دفعه مخم سوت کشید ، گفتم اخه فلان فلان شده خلاف قانون که کار کردی تبلیغات زود تر از موعد که کردی هیچ از عکس شهید هم سوءاستفاده کردی  اقای به اصطلاح مهندس ، پشت کارت عکس شهید احمدی روشن رو زده بود زیرش هم نوشته مهندس ه ع ، رهرو شهید احمدی روشن انقدر حرصم گرفت تازه اقا اومده بالای کارت شعار زده : اخلاص جوانی اخه مردک تو خجالت نمیکشی ای خدا میبینی دهن ادمو باز میکنن خلاصه منم گفتم بزارم تا شما ها هم ببیند و از همتون خواهش میکنم خواهش میکنم با بصیرت  رای بدید ،راستی از اون کارت ها عکس گرفتم پایین متن میزارم براتون راستی اسمش و قیافش رو هم  شطرنجی کردم تا یه وقت یه جور تبلیغ براش نشه

 

واقعا که شعر قشنگی رو میخونه این هلالی ها 

با اینکه دوروزه از کربلا اومدم ولی باز دلم هواییه ببینید اخه چی میگه این وسطای شعره :

خاطره ی اولین بار نگاه به صحن علمدار    دلم رو کرده گرفتار دلتنگتم ای یار

 یا یاد اون تیکه روضه سلحشور افتادم که میگفت :

اگه بدونی چه صفایی داره   اگه بدونی چه صفایی داره 

 عجب صفایی داره

 ضریح خوشگل اقام ابالفضل 

دلم تنگه خدا برای کربلا

راستی راستی خودم اینجام ولی رلم تو بین الحرمینه

با اینکه مثل خواب بود ولی …..

راستی این شعر رو هم دیروز خودم گفتم نشسته بودم دنبال استاتوس برای مسنجر هام میگشتم خودش اومد تو ذهنم:
 ای اجل اماده رفتم شدم   بعد دیدار حسین در کربلا از خودم بی خود شدم

مثل اینکه واقعا دارم کربلایی میشم ها

دل تو دلم نیس

نمیتونم چیزی بنویسم

فقط ۱۶ روز مونه تا کربلا

البته قبلش دارم میرم مشهد تا اذن  بگیرم

بلاخره یه امام رضا که بیشتر نداریم

نائیب الزیاره همتون هستم

تموم شد

به چشم به هم گذاشتنی

دهه اول تموم شد

خدا کنه قدرشو دونسته باشیم

و تا سال دیگه باشیم و محرم بعد رو ببینیم

هوا هوای حسین    هوای سینه زنی

به قول شاعر

بسم الله بپوشید پیراهن مشکی ها رو            بسم الله بیارید علم و بیرق ها رو

بسم الله دوباره بخونید روضه ها رو                  الحمدالله که دوباره محرمت رو دیدم 

الحمدالله که دوباره به آرزوم رسیدم                 الحمدالله که نمردم روضه ها رو دیدم

بازم محرم اومد و دل ما هوایی شد، بازم روضه ، بازم سینه زنی، بازم شور،بازم عشق 

همین

 

12»